راننده که مسن بود با خونسردی جواب داد: چرا دیدمش... خانوم بود!
مرد جوون عصبانی شد و گفت: خانوم باشه نباید رعایت کنی شما؟ راهنما هم نزدی که!
راننده عصبانی تر داد زد: اولا راهنما زدم دوما تو مگه وکیل وصی خانمایی؟!
:: تمام ما مسافرین "هیچ"، راننده به تنهایی "نگاه"! ( البته فحاشی به زمین و زمان رو تا مقصد ادامه داد)
برچسب:
نویسنده: نگار پاکدل