حالا که فکر میکنم میبینم من نیاز دارم مادرم مثل بچگیام بالا سرم بایسته و مجبورم کنه ساعت خاصی بلند شدم و کارهای خاصی رو در روز بکنم ( مثل مشق کودکی ) و پیگیر نتیجه کارام باشه( مثل گرفتن کارنامه ) ولی ولم کرده به امون خدا و منم تو سرزمین امون خدا، سرگردون واسه خودم میچرخم :/
:: سر امتحان فارسی عمومی، پسره برگشت گفت: با سوال هفت مشکل دارم! گفتم مشکلت چیه؟ اگه خودت تحقیق کلاسیت رو انجام میدادی و کپی پیست نمیکردی، یک نمره مفت گرفته بودی الان. گفت: خب مشکلم همونه! شما پرسیدی که موضوع تحقیق کلاسیتون چی بوده؟ منم یادم نیست!
با همین وقاحت ها! پسره که اینو گفت، یه سری دیگه هم شروع کردن به غرغر که ما یادمون نیست تو کلاس چه تحقیقی داشتیم؟!
کپی پیستی های عاشق سر به هوا :/
:: من کپی پیستی و عاشق پیشه نبودم احوال امروزم اینه، اینا ده سال دیگه چی بشن؟ خدا میدونه!
برچسب:
نویسنده: نگار پاکدل